حوالی بعد از ظهر روز جمعه گذشته، "محسن فخریزاده" از دانشمندان هستهای و صنایع پیشرفته کشورمان توسط یک تیم ترور مورد سوء قصد قرار گرفت.
گفته میشود این رخداد در ادامه ترور برخی دیگر از دانشمندان هستهای کشورمان طی سالهای اخیر صورت گرفت.
مقولهای که البته برخی تصوّر میکردند پس از پیروزی "جو بایدن" در انتخابات آمریکا تعطیل شود و دشمنی که قصد دارد با فریب "مذاکره و برجام" در زندگی ایرانیان خلل ایجاد کند؛ لااقل برای صحنهآرایی و حفظ ظاهر دست به چنین رفتارهایی نخواهد زد.
*دقایقی پس از انتشار این خبر برخی کاربران در فضای مجازی به درستی از ارتباط آمریکا با این ترور سخن گفتند.
یک کاربر توییتری در همین باره نوشت: "این تازه طلیعه دولت بایدن است!"
بله! این تازه طلیعه دولت بایدن برای تمام کسانی است که فکر میکردند رئیسجمهور دموکرات آمریکا برای ایران و مردم ایران خوشیُمن خواهد بود و قرار است جلوی دشمنیها با ایران را بگیرد.
در واقع، حامیان ستادی بایدن در آمریکا و اسرائیل پاسخ قاطعی به ارسال "پالس مذاکره" و موضع ذلیلانه از سوی کسانی دادند که فکر میکردند "رفیق بایدن" یعنی تغییر همه چیز!
در بحث امنیت ملی یک اصل ساده وجود دارد و آن اینکه ذلیل یا مشتاق بودن دولت یک کشور نسبت به قدرتی در فراسوی مرزها؛ موجب فعال شدن بیشتر آن قدرت مثالی برای تحصیل منافع خود در آن کشور و به زیر کشیدنش است.
همانطور که عدم حضور کسانی از مردم در انتخابات و یا تحریم انتخابات نیز میتواند با اثرگذاری در میزان مشارکت؛ دشمن را به واکنش نظامی علیه یک کشور و ایجاد ناامنی تهییج کند.
همین اصل ساده و تروری که در منطقه آبسرد رخ داد نشان میدهد که استقبال جوانانه از پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا و پاک کردن خون از دامن سیاستمداری آمریکایی که حامی ترور سردار سلیمانی هم بوده است؛ تا چه اندازه میتوانسته در تهییج و تشجیع "همپیمانان جو بایدن در اسرائیل و آمریکا" اثرگذار بوده باشد و چطور میتوانسته آنها را به سرشاخ شدن با قدرت بزرگی مثل ایران وا دارد.
ایرانیها ضربالمثلی دارند که میگوید: سالی که نکوست از بهارش پیداست...
گفتنیست، کیفیت طراحی عملیات ترور این دانشمند کشورمان نشان میدهد که جدا از نقش اصلی آمریکا، سرویسهای اسرائیل در این مسئله بطور مستقیم دست داشتهاند و ردّ پای خود را نیز عامدانه بر جای گذاشتهاند.



